دیوانه از قفس پرید محصول 1975

دیوانه از قفس پرید محصول 1975 فیلمی به کارگردانی میلوش فورمان است. این اثر بر اساس رمانی به همین نام اثر کن کیسی ساخته شده است. در این اثر مهم ترین بازیگر “جک نیکولسن” است که در نقش “رندل مک مورفی” ظاهر شده است. او بیمار جدیدی است که در یک مرکز روانی ثبت نام کرده است. ویلیام ردفیلد، لوئیز فلچر و دیگران همبازی نیکولسن در این اثر بوده اند. گفته می شود که کن کیسی شخصا تحت درمان با داروهای روانی به منظور شرکت در مطالعات آزمایشگاهی قرار گرفت و همین منبع الهامی شد تا رمان دیوانه از قفس پرید را به رشته ی تحریر در آورد.

داستان دیوانه از قفس پرید محصول 1975

داستان فیلم دیوانه از قفس پرید از این قرار است که پس از این که رندل مک مورفی به عنوان بیمار جدید وارد این تیمارستان می شود، پرستار رچد که مسئول بخش مربوطه است، احساس می کند که قدرت خود را دارد از دست می دهد. چرا؟ چون مک مورفی با این که اتهاماتی مبنی بر بیمار بودن روانی در پرونده دارد، اما نسبت به سایرین، عاقلانه تر رفتار می کند. او از وقتی که به این تیمارستان آمده است، آدم ها را دور خودش جمع کرده و محبوبیت فراوانی به دست آورده است.

مک مورفی با آن ها بازی می کند و از پرستار رچد می خواهد به آن ها اجازه دهد که یک مسابقه ی ورزشی را در تلویزیون تماشا کنند. رچد همه ی تلاش را خود را به کار می گیرد تا بخش را همچنان تحت سلطه ی خود داشته باشد و حتی الامکان کوچک ترین تغییری در مصوبات قبلی اداره ی بخش وارد نکند. خانم رچد حتی سیگارهای این بیماران روانی را هم مصادره می کند.

دیوانه از قفس پرید محصول 1975 ، پرستار رچد را با نگاه مرموزی می بینید.

دیوانه از قفس پرید محصول 1975 ، پرستار رچد را با نگاه مرموزی می بینید.

ماهیگیری گروهی

مک مورفی خیلی زود آدم ها برای یک سفر ماهیگیری، با اتوبوس از تیمارستان خارج می کند! خانم رچد عصبانی می شود. گروه تجسس اعزام شده و بالاخره بیماران را پیدا کرده و به مرکز بازمی گردانند. پرستار رچد واقعا از دست مک مورفی شاکی است و هر چه بیش تر سعی در محدود کردن او دارد.

داستان ادامه پیدا می کند تا جایی که مک مورفی غیرقابل کنترل می شود و او را برای عمل مغزی می فرستند. وقتی رندل برمی گردد، دیگر انگیزه و نشاط سابق را ندارد. او حرف نمی زند و چهره ی او بی حالت و بی تفاوت شده است. برای همین یکی از رفقای او، یک سرخپوست بسیار قدبلند، برای نجات او از این وضعیت، به زندگی او خاتمه داده و سپس از تیمارستان می گریزد (دیوانه از قفس پرید). تماشای این فلیم می تواند ناراحت کننده باشد اما به طور گسترده ای مورد تحسین و تشویق منتقدان قرار گرفت.